; دیستروفی عضلانی مادرزادی (Congenital Muscular Dystrophy) | آزمایشگاه مرکز مام

دیستروفی عضلانی مادرزادی

دیستروفی‌های عضلانی گروهی از ناهنجاری‌های ارثی هستند که مشخصه‌ی آن‌ها ضعف و تحلیل (آتروفی) پیش‌رونده‌ی ماهیچه‌ها‌، نقص در پروتئین‌های ماهیچه‌، مرگ سلول‌ها و بافت ماهیچه‌ای است. هرکدام از انواع دیستروفی‌های عضلانی از الگوهای وراثتی متفاوتی پیروی می‌کنند. امکان وقوع جهش‌های خودبه‌خودی نیز وجود دارد. دیستروفی‌های عضلانی شامل 30 ناهنجاری ژنتیکی متفاوت هستند که معمولاً در نه دسته یا نوع طبقه‌بندی می‌شوند.

انواع دیستروفی عضلانی:

  • دیستروفی عضلانی دوشن
  • دیستروفی عضلانی بکر
  • دیستروفی عضلانی مادرزادی
  • دیستروفی عضلانی دیستال
  • دیستروفی عضلانی امری دریفوس
  • دیستروفی عضلانی فاسیو اسکاپولو هومورال
  • دیستروفی عضلانی لیمب گیردل
  • دیستروفی عضلانی میوتونیک
  • دیستروفی عضلانی آکولوفارینژیال

دیستروفی عضلانی مادرزادی (CMDs) گروهی از ناهنجاری‌های ژنتیکی هستند که نزدیک تولد یا بلافاصله بعد از تولد ظاهر شده و در مرحله‌ی اول ماهیچه‌های ارادی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

انواع دیستروفی عضلانی مادرزادی

انواع مختلف دیستروفی عضلانی مادرزادی هم‌پوشانی قابل توجه‌ای با سایر طبقه‌بندی سایر بیماری‌ها شامل میوپاتی‌های مادرزادی، ناهنجاری‌های گلیکوزیلاسیون و دیستروفی‌های عضلانی لیمب‌ـ‌گیردل دارند. دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی خانواده‌ای از بیماری‌ها هستند که به‌سرعت در حال گسترش بوده و اطلاعات مرتبط با آن‌ها دائم در حال تغییر است.

دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی حاصل از نقص پروتئین‌های ساختاری غشای پایه یا ماتریکس خارج سلولی فیبرهای عضلانی

دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1A:

(Congenital Muscular Dystrophy Type 1A (MDC1A; Merosin-Deficient CMD; CMD with Laminin Alpha 2 Deficiency))

این نوع از دیستروفی عضلانی مادرزادی با فقدان کامل پروتئین مروزین در ماهیچه‌ها مرتبط است. مروزین پروتئینی است که در بافت‌های احاطه‌کننده‌ی فیبرهای عضلانی یافت می‌شود. نوزادان معمولاً کاهش تونوس ماهیچه‌ای (هیپوتونی) و ضعف ماهیچه را هنگام تولد نشان می‌دهند. برخی نوزادان کمی بعد از تولد دچار مشکلات تنفسی و تغذیه‌ای می‌شوند. اختلال در تغذیه در کودکان مبتلا مانع وزن گرفتن آن‌ها و رشد مورد انتظار می‌شود. ضعف عضلانی شدید بوده و بیشتر کودکان مبتلا در کسب خیلی از مهارت‌های حرکتی ناموفق بوده یا این مهارت‌ها را دیرتر کسب می‌کنند. بیشتر کودکان مبتلا بدون کمک قادر به نشستن و ایستادن هستند. تنها تعداد کمی از کودکان مبتلا به نوع وخیم MDC1A در نهایت قادر به راه رفتن بدون کمک هستند.

سایر علائم در صورت بروز عبارتند از: 

سفتی مفاصل، دررفتگی مادرزادی مفصل ران، انحنای تدریجی ستون فقرات (کَژپُشتی یا اسکولیوز) و ضعف ماهیچه‌های اطراف چشم که به‌تدریج حرکت چشم‌ها را محدود می‌کند. برخی افراد مبتلا به این نوع تشنج را هم تجربه می‌کنند. با افزایش سن کودک مشکلات تنفسی پیشرفت کرده و عوارضی مانند تنگی نفس در شب (nocturnal hypoventilation) را ایجاد می‌کند. تشنج در 20 تا 30 درصد افراد مبتلا گزارش شده است.

برخی از افراد مبتلا نقص جزئی در مروزین داشته که خیلی رایج نیست. وخامت نقص جزئی مروزین متفاوت بوده و می‌تواند خیلی ملایم‌تر باشد. ضعف ماهیچه ممکن است مشاهده نشود. در نوزادی افراد مبتلا کاهش تونوس عضلانی (هیپوتونی)، انقباضات عضلانی و تأخیر در تکامل حرکتی را نشان می‌دهند. نقص جزئی مروزین تشابهاتی با دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع یک A کلاسیک دارد. این نوع نادر بوده و شروع علائم معمولاً تا دهه‌ی دوم زندگی رخ نداده و پشتیبانی هنگام غذا خوردن یا تنفس معمولاً نیاز نیست یا حداقل تا سنین بالاتر نیازی به اینگونه حمایت‌ها نیست. بروز علائم در نوجوانی یا بزرگسالی بیشتر یادآور نوع دیگری از ناهنجاری عضلانی به نام دیستروفی عضلانی اندامی‌ـ‌کمربندی (Limb-Girdle Muscular Dystrophy) است.

ناهنجاری‌های مرتبط با کلاژن نوع 6:

(Collagen Type VI-Related Disorders)

ناهنجاری‌های مرتبط با کلاژن نوع شش طیفی از بیماری‌ها هستند که دو ناهنجاری میوپاتی بثلم (Bethlem myopathy) و دیستروفی عضلانی مادرزادی اولريش  (Ullrich congenital muscular dystrophy)را شامل می‌شوند که قبلاً دو بیماری جدا از هم در نظر گرفته می‌شدند. میوپاتی بثلم انتهای خفیف این طیف و دیستروفی عضلانی مادرزادی اولريش انتهای وخیم این طیف را نشان می‌دهد. فنوتیپ‌های حد واسط رایج هستند.

علائم خاص این نوع از دیستروفی عضلانی مادرزادی کاهش تونوس عضلات (هیپوتونی)، ضعف ماهیچه، انحراف غیرطبیعی ستون فقرات (Kyphoscoliosis) و انعطاف غیرطبیعی مفاصل مچ دست، مچ پا و مفاصل انگشت‌های دست و پا است. انقباض و کوتاهی عضلات هنگام تولد یا در سنین بالاتر ظاهر می‌شود. علائم دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد که وخامتشان به‌شدت متغیر است. در بعضی موارد دررفتگی مادرزادی لگن، اسپاسم عضلات گردن (torticollis) یا تراکم پایین استخوان ممکن است دیده شود. افراد مبتلا اغلب مشکلات تنفسی و رشد را تجربه می‌کنند.

در بیشتر موارد هوش افراد طبیعی است. میزان تکوین اندام‌های حرکتی از موردی به مورد دیگر متفاوت است. بعضی از کودکان به‌تنهایی قادر به راه رفتن هستند ولی باقی نیاز به کمک دارند. در برخی موارد نیز کودکان مبتلا اصلا قادر به راه رفتن نیستند. برخی نیز به‌علت پیشرفت بیماری و بدتر شدن انقباض‌های عضلانی توانایی راه رفتن را از دست می‌دهند. باقی این توانایی را تا بزرگسالی حفظ می کنند. 

علائم دیگر مانند نارسایی تنفسی و یک نوع مشکل پوستی همراه با ضخیم و سخت شدن فولیکول‌های مو (hyperkeratosis) نیز گاهی ظاهر می‌شود. هیپرکراتوز منجر به رشد زائده‌های جوش‌مانند بلند و خشن روی پوست می‌شود. گرچه پوست کف دست‌ها و کف پا حالت مخملی و نرم دارد. افراد مبتلا به این نوع دیستروفی عضلانی مادرزادی اغلب سختی در چرخش به‌همراه انحراف جانبی ستون مهره‌ها (scoliosis) را نشان می‌دهند.

دیستروفی عضلانی مادرزادی به‌همراه نقص در اینتگرین 7‌ـ‌آلفا:

 (Congenital Muscular Dystrophy with Integrin 7 Alpha Deficiency)

این نوع نادرترین شکل دیستروفی عضلانی مادرزادی است و فقط در تعداد کمی از افراد گزارش شده است. علائم شامل ضعف ماهیچه‌ها و تأخیر در کسب مهارت‌های حرکتی است.

دیستروفی عضلانی مادرزادی به‌همراه نقص در اینتگرین 9‌ـ‌آلفا:

(Congenital Muscular Dystrophy with Integrin 9 Alpha Deficiency)

این نوع بیماری به‌شدت نادر بوده و فقط در تعداد انگشت‌شماری از افراد گزارش شده است. افراد مبتلا هیپوتونی، انقباض عضلات، انعطاف‌پذیری بیش از حد مفاصل و انحراف جانبی ستون مهره‌ها را نشان می‌دهند. در این نوع از بیماری ضریب هوشی تغییری نکرده و افراد توانایی راه رفتن تا بزرگسالی را دارند. بعضی از افراد مبتلا با کاهش عملکرد دستگاه تنفسی مواجه شده ولی معمولاً نیازی به دستگاه کمکی ندارند.


دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی حاصل از نقص پروتئین‌های دخیل در اتصال مولکول‌های قند به دیستروگلیکان (دیستروگلیکانوپاتی)

ژن‌های مختلفی با ناهنجاری‌های دیستروگلیکان مرتبط هستند و محققین عنوان کرده‌اند که این ژن‌ها احتمالاً با بیش از یکی از ناهنجاری‌هایی که در ادامه معرفی می‌شوند در ارتباط هستند. گرچه این ناهنجاری‌ها در گذشته بیماری‌هایی جدا در نظر گرفته می‌شدند، این زیرگروه از دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی امروزه طیفی از بیماری‌ها در نظر گرفته شده که از بیان خفیف علائم (فنوتیپ خفیف) تا تظاهرات حاد را شامل می‌شوند. جهش در برخی ژن‌های عامل دیستروگلیکانوپاتی‌ها می‌تواند باعث بروز انواع خفیف دیستروفی عضلانی لیمب‌ـ‌گردل نیز شود.

دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1C (دیستروفی عضلانی مادرزادی با نقص ثانویه مروزین نوع دو):

(Congenital Muscular Dystrophy Type 1C (MDC1C; CMD with secondary merosin deficiency type 2))

MDC1C نوع حادی از دیستروفی عضلانی مادرزادی است که مشخصه‌های آن کاهش تونوس ماهیچه (هیپوتونی) و ضعف عضلات هنگام تولد است. نوزادان مبتلا مشکلات تنفسی و بلعیدن را نیز نشان می‌دهند. مشکلات تنفسی پیشرفت کرده و اغلب سبب نارسایی تنفسی می‌شوند. تأخیر در کسب مهارت‌های حرکتی نیز اغلب مشاهده می‌شود. نوزادان مبتلا معمولاً قادر به نشستن بدون کمک هستند ولی تعداد کمی نیز بدون کمک قادر به راه رفتن هستند.

علائم دیگر مانند رشد بیش از حد عضلات (hypertrophy) پا، بزرگ شدن غیرعادی زبان (macroglossia)، ضعف و تحلیل (آتروفی) عضلات بازو و انقباض به‌خصوص در تاندون آشیل و انگشت‌ها نیز دیده می‌شود. ضعف و تحلیل عضلات صورت و شانه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برخی افراد در نهایت به بیماری ماهیچه‌ی قلبی به‌خصوص کاردیومیوپاتی اتساعی دچار می‌شوند. بیشتر موارد دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1C با ناهنجاری‌های ساختار مغز همراه نیستند و هوش فرد طبیعی است. گرچه در موارد نادری، افراد مبتلا چنین ناهنجاری‌هایی را نشان داده و اغلب ناتوانی‌های ذهنی خفیفی دارند. تشنج در بعضی موارد گزارش شده است.

طیف بیماری‌های عضلانی‌ـ‌چشمی‌ـمغزی: 

(Muscle-Eye-Brain (MEB) Disease Spectrum)

علائم و وخامت بیماری عضلانی‌ـ‌چشمی‌ـ‌مغزی متغیر است. نوزادان مبتلا زمان تولد کاهش تونوس ماهیچه‌ای (هیپوتونی) شدید و ضعف ماهیچه را نشان می‌دهند. ضعف ماهیچه اغلب بازوها، پاها و تنه را شامل می‌شود. نوزادان معمولاً اضافه‌وزن پیدا نکرده و با توجه به نرخ مورد انتظار رشد نمی‌کنند (نارسایی رشد). تأخیر در تکوین و ناهنجاری‌های چشمی (گلوکوم کودکانه، کدر شدن عدسی چشم‌ها (آب مروارید)، حرکات سریع و غیرارادی چشم‌ها، تکوین نارس غشاهای غنی از عصب بافت داخلی چشم (هیپوپلازی شبکیه) و نزدیک‌بینی شدید (نزدیک‌بینی مادرزادی) از نشانه‌های رایج هستند. در شکل‌های خفیف این بیماری افراد مبتلا تأخیر در کسب مهارت‌های حرکتی را تجربه می‌کنند اما در نهایت قادر به راه رفتن مستقل هستند. در موارد حاد، مهارت‌های حرکتی کمی یاد گرفته می‌شود؛ مثلاً هیچ کنترلی روی سر یا توانایی نگه داشتن سر به سمت بالا وجود ندارد). بیماری عضلانی‌ـ‌چشمی‌ـمغزی معمولاً پیشرفت کرده و بعضی افراد مهارت‌های اکتسابی قبلی مانند مستقل راه رفتن را از دست می‌دهند. کاهش حرکت ممکن است به‌دلیل افزایش گرفتگی عضلات (اسپاسم) باشد.

نوزادان مبتلا سرهایی بزرگ با پیشانی برجسته‌تر و نقطه‌ی نرم (ملاج) پهن‌تر و ویژگی‌های چهره‌ای متمایز مانند آرواره‌های غیرطبیعی کوچک، تکوین نارس قسمت میانی چهره (هیپوپلازی وسط صورت)، بینی کوتاه، شیار کوچک و غیرطبیعی بین لب بالایی و بینی (بوسه‌گاه) را نشان می‌دهند. عقب‌ماندگی ذهنی و تشنج نیز ممکن است رخ دهد. همه‌ی مبتلایان به بیماری عضلانی‌ـ‌چشمی‌ـ‌مغزی ساقه‌ی مغزی و مخچه‌ی کوچک دارند و برخی نیز ناهنجاری‌های قشر مغز را نشان می‌دهند.

دیستروفی عضلانی مادرزادی فوکویاما و سندرم واکر‌ـ‌واربورگ:

(Fukuyama Type Congenital Muscular Dystrophy (FCMD) and Walker-Warburg Syndrome)

نوزادان مبتلا به FCMD ضعف و کاهش تونوس ماهیچه و مکیدن و گریه کردن ضعیفی را نشان می‌دهند. انقباض‌های عضلات ران، زانو، مچ پا و آرنج‌ها در سال‌های اول مشاهده می‌شود. تشنج، ناتوانی ذهنی، اختلال در گفتار، ناهنجاری‌های چشمی مانند لوچی، آب مروارید، نزدیک‌بینی و حرکات غیرطبیعی چشم و در موارد وخیم‌تر جدا شدن شبکیه‌ و چشم‌های کوچک غیرطبیعی نیز از علائم این نوع دستروفی است. 

سندرم واکر‌ـ‌واربورگ نیز با ضعف عضله، لیسنسفالی (مغز صاف) نوع دو و تکوین غیرطبیعی غشاهای غنی از عصب در پشت چشم (دیسپلازی شبکیه) همراه است. در افراد بیمار هیدروسفالی انسدادی (وضعیتی که در آن انسداد جریان طبیعی مایع مغزی‌ـ‌نخاعی منجر به فشار روی مغز می‌شود) نیز مشاهده می‌شود. آنسفالوسل پس‌سری نیز می‌تواند رخ دهد. نوزادان مبتلا به نارسایی‌های رشد مبتلا شده و سرهای آن‌ها معمولاً به‌صورت غیرطبیعی کوچک است، تشنج و ناهنجاری‌های چشمی مانند جدا شدن شبکیه، چشم‌های کوچک و تیره شدن عدسی چشم (آب مروارید) و قرنیه را نشان می‌دهند.
دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1D:

(Congenital Muscular Dystrophy Type 1D (MDC1D))

هیپوتونی، ضعف و تحلیل (آتروفی) عضله، تأخیر در تکوین، ناتوانی ذهنی، نقص در ساختار مغز و انقباض‌های خفیف از علائم این نوع بیماری است.


دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی حاصل از نقص ژن سلنوپروتئین یک

(CMDS RESULTING FROM DEFECTS OF THE SELENOPROTEIN1 (SEPN1) GENE)

میوپاتی مرتبط با SEPN1:

(SEPN1-Related Myopathy)

از علائم بارز این نوع دیستروفی سفتی اولیه‌ی نخاع است که در سال اول زندگی مشاهده می‌شود. انحراف تدریجی ستون فقرات نیز از سه تا 12 سالگی آغاز می‌شود. ضعف در عضلات (نسبت به سایر انواع CMD خفیف‌تر)، انقباض تاندون آشیل، ضعف عضلات گردن، اختلال در تنفس ازجمله علائم بیماری هستند. بیشتر کودکان قادر به راه رفتن بوده ولی به‌مرور به‌دلیل سفتی ستون مهره‌ها انجام آن سخت‌تر می‌شود.


دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی حاصل از نقص پروتئین‌های پوشش هسته 

(CMDS RESULTING FROM DEFECTIVE PROTEINS OF THE NUCLEAR ENVELOPE)

دیستروفی عضلانی مادرزادی مرتبط با LMNA:

(LMNA-Related CMD)

این نوع دیستروفی با تظاهرات شدیدی در شش ماه اول زندگی همراه است. افراد مبتلا هیپوتونی، فقدان پشتیبانی سر و تنه (سندرم سر افتاده)، سفتی نخاع و ضعف و تحلیل عضلات به‌خصوص در نواحی گردن، بازو و پا را نشان می‌دهند. اختلال در تنفس نیز به‌مرور مشاهده می‌شود.

دیستروفی عضلانی مادرزادی مرتبط با SYNE1:

(SYNE1-Related CMD)

شست رو به داخل، ناتوانی ذهنی، هیپوپلازی مخچه‌ای و آب مروارید از علائم این زیرگروه نادر از دیستروفی عضلانی مادرزادی هستند.


سایر انواع نادر دیستروفی عضلانی مادرزادی با/بدون نقص ژنتیکی شناخته‌شده 

انواع دیگری از دیستروفی عضلانی مادرزادی وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را به یک نقص ژنتیکی خاص ربط داد. این انواع از CMD شامل مواردی از سندرم واکر‌‌ـ‌واربورگ و مواردی از سندرم نخاع سفت‌شده بوده که به‌ترتیب با هیچ‌کدام از جهش‌های رخ‌داده در ژن‌های شناخته‌شده مرتبط با آنزیم‌های گلیکوزیل‌ترنسفراز و جهش‌های ژنی SEPN1 مرتبط نیستند. موارد مرتبط با درگیر شدن مخچه نیز گزارش شده است.

دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1B (دیستروفی عضلانی مادرزادی با نقص ثانویه‌ی مروزین نوع یک):

(Congenital Muscular Dystrophy Type 1B (MDC1B; CMD with secondary merosin deficiency type 1))

مشخصه‌ی دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1B کاهش تونوس ماهیچه‌ای (هیپوتونی)، ضعف عضلات نزدیک به مرکز بدن (عضلات پروگزیمال)، رشد بیش از حد بعضی عضلات (هایپرتروفی)، سفتی نخاع، انقباض و کوتاهی عضلات به‌خصوص در تاندون آشیل است. این نوع دیستروفی عضلانی مادرزادی در اثر جهش ژنی ناشناس روی کروموزوم یک ایجاد شده و به‌عنوان زیرگروهی از دیستروگلیکانوپاتی‌ها طبقه‌بندی می‌شود.

بیماری عضلانی مرتبط با CHKB: 

(CHKB-Related Muscle Disease)

این مورد بسیار نادر بوده و با ناتوانی ذهنی، هیپوتونی و ضعف عمومی عضلات همراه است. افراد مبتلا بدون کمک قادر به راه رفتن هستند. سایر علائم مانند کاردیومیوپاتی اتساعی و ناهنجاری‌های ساختاری مرتبط با میتوکندریایی نیز گاهی مشاهده می‌شود.  این نوع با نام دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع مگاکونیال یا همراه با ناهنجاری‌های ساختاری میتوکندری (CMDmt) نیز شناخته می‌شود.


علائم بالینی دیستروفی عضلانی مادرزادی

علائم بیماری‌های مادرزادی در بدو تولد یا در مدت کوتاهی بعد از تولد نمایان می‌شود.

  • ضعف و تحلیل عضلات 
  • هیپوتونی یا فقدان تونوس ماهیچه ای 
هیپوتونی
هیپوتونی 


  • سفتی یا از دست رفتن مفاصل 
  • سست یا شل شدن کودک
  • انحنای ستون مهره‌ها (با توجه به نوع بیماری)
  • نارسایی تنفسی
  • ناتوانی ذهنی
  • اختلال در یادگیری
  • نقایص چشمی 
  • تشنج 
علائم دیستروفی عضلانی مادرزادی
علائم دیستروفی عضلانی مادرزادی 

شیوع دیستروفی عضلانی مادرزادی 

میوپاتی مرتبط با کلاژن شش بیماری نادری است. میوپاتی بثلم به‌طور تقریبی در 0.77 به‌ازای هر صد هزار نفر اتفاق می‌افتد. دستروفی عضلانی مادرزادی اولريش در هر 0.13 از هر صد هزار نفر اتفاق می‌افتد. تنها چند مورد از نوع حد واسط در مقالات گزارش شده است.

دیستروفی عضلانی مادرزادی فوکویاما بیشتر در ژاپن (2 تا 4 نفر به‌ازای هر صد هزار نوزاد) دیده شده و دومین نوع شایع دیستروفی‌های عضلانی دوران کودکی بعد از دیستروفی عصلانی دوشن است. دیستروفی L-CMD ناهنجاری نادری است و حدود 50 مورد ابتلا در مقالات تاکنون گزارش شده است. سندرم واکر‌ـ‌واربورگ یک نفر از هر 60500 نوزاد را در سرتاسر جهان مبتلا می‌کند. شیوع دیستروفی RSMD نیز خیلی کم بوده و اطلاعی از فراوانی بیماری در دست نیست.

نام‌های دیگر دیستروفی عضلانی مادرزادی

Collagen VI-related myopathy

  • collagen type VI-related disorders
  • collagen VI-related myopathies
  • ColVI myopathies


Fukuyama congenital muscular dystrophy

  • Cerebromuscular dystrophy, Fukuyama type
  • FCMD
  • Fukuyama CMD
  • Fukuyama muscular dystrophy
  • Fukuyama syndrome
  • Fukuyama type congenital muscular dystrophy
  • Muscular dystrophy, congenital progressive, with mental retardation
  • Muscular dystrophy, congenital, Fukuyama type
  • Muscular dystrophy, congenital, with central nervous system involvement
  • Polymicrogyria with muscular dystrophy


LMNA-related congenital muscular dystrophy

  • L-CMD
  • LMNA-related CMD
  • MDCL
  • muscular dystrophy, congenital, LMNA-related


Walker-Warburg syndrome

  • cerebroocular dysplasia-muscular dystrophy syndrome
  • Chemke syndrome
  • COD-MD syndrome
  • HARD syndrome
  • hydrocephalus, agyria, and retinal dysplasia
  • MDDGA
  • muscular dystrophy-dystroglycanopathy (congenital with brain and eye anomalies), type A
  • muscular dystrophy-dystroglycanopathy [with brain and eye anomalies], type A
  • Walker-Warburg congenital muscular dystrophy


Rigid spine muscular dystrophy

  • congenital muscular dystrophy with spine rigidity syndrome
  • muscular dystrophy, congenital, merosin-positive, with early spine rigidity
  • rigid spinal muscular dystrophy
  • rigid spine congenital muscular dystrophy
  • RSMD

علت دیستروفی عضلانی مادرزادی

دیستروفی عضلانی مادرزادی با نقص کلاژن 6

جهش در ژن‌های COL6A1، COL6A2 و COL6A3 علت بروز انواع متفاوت میوپاتی‌های مرتبط با کلاژن شش است. این ژن‌ها دستورالعمل‌های لازم برای تولید جزئی از پروتئین کلاژن نوع شش را فراهم می‌کنند. کلاژن نوع شش بخشی از ماتریکس خارج سلولی است که سلول‌های عضلانی و بافت پیوندی را احاطه می‌کند. ماتریکس خارج سلولی برای رشد و پایداری سلول‌ها ضروری است. جهش‌های ژنی باعث فقدان یا کاهش کلاژن نوع شش یا تولید کلاژن غیرطبیعی می‌شود. پیش‌بینی اینکه چه جهشی باعث بروز کدام نوع میوپاتی مرتبط با کلاژن نوع شش می‌شود سخت است ولی سطوح پایین کلاژن نوع شش منجر به بروز زودتر و شدیدتر نشانه‌ها و علائم می‌شود.

دیستروفی عضلانی مادرزادی نوع 1A (دیستروفی عضلانی مرتبط با LAMA2)

دیستروفی عضلانی مرتبط با LAMA2 در اثر جهش در ژن LAMA2 ایجاد می‌شود. این ژن دستورالعمل‌های لازم برای تولید زیرواحد انواع خاصی از خانواده‌ی پروتئینی به‌نام لامینین‌ها را فراهم می‌کند. پروتئین‌های لامینین از سه زیرواحد متفاوت آلفا، بتا و گاما تشکیل شده است. انواع متفاوتی از هر زیرواحد وجود داشته و هر نوع توسط یک ژن خاص تولید می‌شود. ژن LAMA2 زیرواحد آلفا‌ـ‌2 را می‌سازد. این زیرواحد در پروتئین لامینین دو (مِروزین) و همچنین لامینین چهار یافت می‌شود. لامینین‌ها در ساختارهای ماتریکس خارج سلولی یافت می‌شوند. لامینین دو و چهار نقش مهمی در ماهیچه‌های اسکلتی ایفا کرده و کمک به حفظ پایداری فیبرهای ماهیچه‌ای می‌کنند. 

بیشتر جهش‌های ژن LAMA2 که باعث بروز نوع وخیم و زودرس دیستروفی‌ عضلانی مرتبط با LAMA2 می‌شود منجر به فقدان زیرواحد دارای عملکرد لامینین آلفا‌ـ‌۲ می‌شود. جهش‌های مسبب انواع خفیف‌تر و دیررس بیماری منجر به کاهش این زیرواحد می‌شود. کمبود یا فقدان زیرواحد لامینین آلفا‌ـ‌۲ باعث فقدان لامینین دو و چهار نیز شده و قدرت و پایداری بافت عضلانی را کاهش می‌دهد.

دیستروفی عضلانی مادرزادی فوکویاما

دیستروفی عضلانی مادرزادی فوکویاما در اثر جهش ژنی FKTN ایجاد می‌شود. این ژن دستورالعمل‌های لازم برای تولید پروتئینی به‌نام فوکوتین را فراهم می‌کند. عملکرد دقیق فوکوتین مشخص نیست ولی محققین پیش‌بینی می‌کنند که در تغییر دادن شیمیایی پروتئینی به‌نام آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان نقش دارد. در عضلات اسکلتی آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان به پایداری و حفظ فیبرهای عضلانی کمک می‌کند. در مغز این پروتئین به مهاجرت سلول‌های عصبی (نورون‌ها) در اوایل تکوین کمک می‌کند. شایع‌ترین جهش در ژن FKTN میزان فوکوتین تولیدشده درون سلول‌ها را کاهش داده و به احتمال زیاد از تغییرات طبیعی آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان جلوگیری می‌کند و منجر به اختلال در عملکرد طبیعی این پروتئین می‌شود.

بدون آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان دارای عملکرد، رشته‌های عضلانی حین استفاده‌ی مکرر آسیب می‌بینند. رشته‌های آسیب‌دیده ضعیف شده و با گذر زمان از بین رفته و باعث ضعف و آتروفی پیشرونده‌ی عضلات اسکلتی می‌شود. آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان معیوب مهاجرت نورون‌ها را اوایل تکوین مغز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این مواقع نورون‌ها زمانیکه به مقصدهای مورد نظر می‌رسند به جای اینکه متوقف شوند از سطح مغز به فضای پر از مایع اطراف آن مهاجرت می‌کنند. محققین معتقدند که این اختلال در مهاجرت نورونی باعث ایجاد نوعی لیسنسفالی در کودکان مبتلا به دیستروفی عضلانی مادرزادی فوکویاما می‌شود. اطلاعات کمی در مورد اثرات جهش‌های ژن FKTN در بخش‌های دیگر بدن وجود دارد. به علت دخیل بودن نقص عملکردی  آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان در دیستروفی عضلانی، این بیماری به‌عنوان یک دیستروگلیکانوپاتی توصیف می‌شود.

دیستروفی عضلانی مادرزادی مرتبط با LMNA (L-CMD)

L-CMD در اثر جهش ژن LMNA ایجاد می‌شود. این ژن دستورالعمل‌های لازم برای تولید پروتئین‌هایی به‌شدت مشابه به‌نام لامین‌ها را فراهم می‌کند. این پروتئین‌ها نقش مهمی در تعیین شکل هسته‌ی سلول‌ها و پشتیبانی ساختار پوشش هسته ایفا می‌کنند. جهش در ژن LMNA منجر به تولید لامین‌های غیرطبیعی شده که به روش‌هایی فعلاً نامعلوم باعث تغییر ساختار پوشش هسته می‌شوند.

سندرم واکر‌ـ‌واربورگ

جهش در ژن‌های بسیاری باعث بروز سندرم واکر‌ـ‌واربورگ می‌شود. شایع‌ترین این جهش‌ها که اول از همه شناسایی شدند عبارتند از POMT1، POMT2، CRPPA، FKTN، FKRP و LARGE1. جهش در این ژن‌ها در نیمی از افراد مبتلا به این سندرم یافت شده است. سایر ژن‌ها که تعدادی از آن‌ها هنوز شناسایی نشده نیز در بروز بیماری نقش دارند. 

پروتئین تولیدشده از ژن‌های دخیل در این سندرم پروتئینی به‌نام آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان را گلیکوزیله کرده که برای عملکرد آن ضروری است. جهش مانع گلیکوزیله شدن پروتئین می‌شود. بدون آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان دارای عملکرد، رشته‌های عضلانی حین استفاده‌ی مکرر آسیب می‌بینند. رشته‌های آسیب‌دیده ضعیف شده و با گذر زمان از بین رفته و باعث ضعف و آتروفی پیشرونده‌ی عضلات اسکلتی می‌شود.

آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان معیوب مهاجرت نورون‌ها را اوایل تکوین مغز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این مواقع نورون‌ها زمانیکه به مقصدهای مورد نظر می‌رسند به جای اینکه متوقف شوند از سطح مغز به فضای پر از مایع اطراف آن مهاجرت می‌کنند. محققین معتقدند که این اختلال در مهاجرت نورونی باعث ایجاد نوعی لیسنسفالی در کودکان مبتلا به سندرم واکر‌ـ‌واربورگ می‌شود. اطلاعات کمی در مورد اثرات جهش‌های ژن FKTN در بخش‌های دیگر بدن مانند چشم وجود دارد. به علت دخیل بودن نقص عملکردی آلفا‌ـ‌دیستروگلیکان در سندرم واکر‌ـ‌واربورگ، این بیماری به‌عنوان یک دیستروگلیکانوپاتی طبقه‌بندی می‌شود.

دیستروفی عضلانی با سفتی نخاع (RSMD1) 

جهش در ژن SELENON (SEPN1) عامل حدود 40 درصد موارد دیستروفی عضلانی با سفتی نخاع است. ژن SELENON دستورالعمل‌های لازم برای تولید پروتئینی به‌نام سلنوپروتئین N را فراهم می‌کند. عملکرد اصلی این پروتئین هنوز مشخص نیست و حدس زده می‌شود که در تشکیل بافت عضلانی قبل از تولد و فعالیت طبیعی عضلات بعد تولد دخالت داشته باشد. جهش در این ژن باعث کاهش یا نقص در عملکرد این پروتئین می‌شود. دقیق مشخص نیست که کمبود پروتئین چگونه منجر به ضعف عضله و سایر علائم بیماری می‌شود.

RSMD1 جزئی از طیف ناهنجاری‌های عضلانی به‌نام میوپاتی مرتبط با SEPN1 (SELENON) بوده که نوع کلاسیک بیماری multiminicore، میوپاتی مرتبط با دسمین به‌همراه Mallory body-like inclusions و زیرمجموعه‌ی کوچکی از Congenital fiber-type disproportion است. این ناهنجاری‌ها ویژگی‌های مشترکی با RSMD1 داشته ولی هر کدام ناهنجاری‌های خاصی از فیبرهای عضلانی را دربرمی‌گیرند که تنها زیر میکروسکوپ شناسایی می‌شود. به‌دلیل اینکه همه‌ی انی بیماری‌ها نشانه‌ها و علائم مشابهی را نشان داده و در اثر جهش در یک ژن ایجاد می‌شوند،‌ محققین معتقدند که همه‌ی آن‌ها بخشی از یک سندرم  با علائم و نشانه‌های متفاوت هستند. مشخص نیست که چرا جهش در ژن SELENON ناهنجاری‌های فیبر عضلانی متفاوتی را سبب شده که بیماری‌ها را از هم متمایز می‌کند.

نحوه‌ی توارث دیستروفی عضلانی مادرزادی

دیستروفی‌های عضلانی مادرزادی با الگوی اتوزومی نهفته به ارث می‌رسند. تنها استثنا دیستروفی عضلانی مادرزادی با نقص کلاژن 6 است که با الگوی اتوزومی بارز یا نهفته به ارث می‌رسد. دیستروفی عضلانی مادرزادی مرتبط با LMNA نیز فقط در افرادی گزارش شده است جهش از نو داشته و فاقد سابقه‌ی خانوادگی بیماری بودند.


مشاوره‌ی ژنتیک فرآیندی است که در آن افراد و خانواده‌ها از اطلاعات لازم و مرتبط با بیماری‌های مختلف اعم از توارث، تشخیص، درمان، نحوه‌ی مواجهه و جلوگیری از انتقال به نسل بعد مطلع شده و به آن‌ها یاری رسانده می‌شود تا بتوانند تصمیم مناسبی را برای مواجهه با بیماری اتخاذ نمایند.

غربالگری و تشخیص قبل از بارداری

زوج‌های در معرض خطر داشتن فرزند بیمار، باید برای بررسی شرایطشان و گزینه‌های پیش رو به مشاور ژنتیک رجوع کنند. تشخیص ژنتیکی پیش از لانه‌گزینی (PGD) نیز یکی از روش‌های تشخیص قبل از بارداری است که با استفاده از روش‌های کمک‌باروری مانند IVF سلامت جنین لقاح‌یافته را قبل از انتقال به رحم ارزیابی می‌کند.

غربالگری و تشخیص در دوران بارداری

تست‌های تشخیص ژنتیکی پیش از تولد (PND) روی نمونه‌‌‌ی پرزهای کوریونی جنین یا مایع آمنیوتیک دور جنین انجام می‌شود. اگر این تست‌ها بیماری را در جنین نشان دهند می‌توان تصمیم به ادامه‌ی بارداری یا سقط گرفت. 

غربالگری و تشخیص بعد از تولد

اغلب در صورت مشاهده‌ی علائم بالینی مرتبط با بیماری،‌ استفاده از روش‌های آزمایشگاهی نیز در کنار سایر روش‌‌ها مانند الکترومیوگرافی (EMG) و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) برای اطمینان بیشتر از تشخیص صحیح توصیه می‌شود:

آزمایش کلینیکال‌ـ‌پاتولوژی

  • بررسی افزایش سطح کرآتین فسفوکیناز (CK) 
  • نمونه‌برداری از عضله‌ی اسکلتی برای بررسی حضور یا عدم حضور یک پروتئین خاص با بیماری‌

آزمایش ژنتیک

تشخیص قطعی دیستروفی عضلانی مادرزادی با بررسی جهش‌ شناخته‌شده در ژن‌‌‌‌ مرتبط با بیماری امکان‌پذیر است.

  • Syndromic Congenital Muscular Dystrophy NGS Panel:

FKTN, LARGE1, POMGNT1, POMT1, POMT2

  • Dystroglycan-Related Congenital Muscular Dystrophy NGS Panel

B4GAT1, DAG1, DPM1, DPM3, FKRP, FKTN, GOSR2, ISPD, LARGE1, POMGNT1, POMGNT2, POMT1, POMT2

  • Ullrich Muscular Dystrophy NGS Panel

COL6A1, COL6A2, COL6A3

  • Fukuyama Congenital Muscular Dystrophy (FKTN Single Gene Test)
  • LAMA2-Related Muscular Dystrophy (LAMA2 Single Gene Test)

پیشگیری و مدیریت دیستروفی عضلانی مادرزادی

از آنجایی که این بیماری وراثتی است، مشاوره‌ی ژنتیک برای پی بردن به سابقه‌ی خانوادگی و پیشگیری از بروز بیماری پیشنهاد می‌شود. در صورتی که فرد ناقل ژن معیوب باشد بدون آنکه علائمی بروز دهد آن را به فرزندان خود منتقل می‌کند. بنابراین افراد باید نسبت به این قضیه آگاه باشند و از فرآیندهای مشاوره‌ی ژنتیک و تست‌های تشخیصی مختص شناسایی افراد ناقل در هر مرحله از زندگی به‌خصوص قبل از ازدواج بهره جویند. 

درمان قطعی برای دیستروفی عضلانی مادرزادی تاکنون معرفی نشده و موارد زیر اغلب برای مدیریت بیماری پیشنهاد می‌شود:

  • کاردرمانی و درمان‌های فیزیکی برای حفظ قدرت، انعطاف و عملکرد عضله
  • استفاده از واکر، ویلچر،‌ بریس
  • گفتاردرمانی
  • جراحی برای اصلاح ناهنجاری‌های اسکلتی مانند انحراف ستون فقرات
  • نظارت بر عملکرد دستگاه قلبی‌ـ‌عروقی و دستگاه تنفس
  • ضرورت حمایت‌های تنفسی مناسب با پیشرفت کردن بیماری
  • استفاده از لوله‌های رساننده‌ی مواد غذایی از طریق معده (gastrostomy tube) در موارد حاد
  • استفاده از دارو تحت نظر پزشک برای کنترل تشنج

نویسنده و مترجم : هنگامه کاظم‌درویش

منابع : mda emedicine ncbi webmd rarediseases medlineplus