محدودیت های اخلاقی در استفاده از سلول های بنیادی 

استفاده از سلول بنیادی در درمان بیماری ها یکی از دستاوردهای مهم تحقیقاتی سال های اخیر است و بررسی علمی مسائل اخلاقی نقش مهمی در پزشکی دارد. سلول های بنیادی را می توان برای جایگزینی سلول های آسیب دیده یا بازسازی اندام ها بکار برد. تحقیقات علمی، به ویژه در زمینه سلول های بنیادی از ابتدا همواره با مسائل اخلاقی پیچیده و بحث برانگیز همراه بوده است و با وجود پیشرفت های قابل توجه در درک سلول های بنیادی، چندین مشکل استفاده از آن ها را محدود می کند. 

سلول های بنیادی سلول هایی هستند که پتانسیل بالایی برای تقسیم و بازسای دارند و هنوز تخصصی نشده اند (تمایز نیافته اند). این سلول ها اساس تمام سلول ها، بافت ها و اندام های بدن هستند؛ بدین معنی که می توانند به تمام سلول های بالغ در بدن انسان تبدیل شده و بافت های مختلف بدن را ایجاد نمایند. سلول های بنیادی در زمینه تحقیقات پزشکی برای درمان بیماری های مختلف مانند بیماری های مرتبط با خون (به عنوان مثال پیوند مغز استخوان)، چشم پزشکی (به عنوان مثال، دژنراسیون ماکولا وابسته به سن)، غدد درون ریز (دیابت)، بیماری های عصبی، تولید دارو وبسیاری موارد دیگر مورد استفاده قرار می گیرند.

تا به امروز، سه روش درمانی مبتنی بر سلول بنیادی در نظر گرفته شده است:

(الف) پیوند سلول های بنیادی خود بیمار که تحت شرایط خاص در آزمایشگاه رشد و تمایز یافته اند؛

(ب) تحریک سلول های بنیادی در بدن یک فرد (به عنوان مثال، با تجویز فاکتورهای رشد) به منظور القا یا افزایش فرآیندهای خود ترمیمی؛

 (ج) تزریق مستقیم سلول های بنیادی به بیمار، به منظور اینکه به نوع سلول مورد نظر تمایز یابد و عملکرد تخصصی بافت مورد نظر را داشته باشد.

پیوند سلول های بنیادی خون ساز از مغز استخوان، خون محیطی یا خون بند ناف برای درمان بدخیمی های خونی یا نقص های ایمنی مادرزادی (مانند بتا تالاسمی، کم خونی فانکونی، کم خونی داسی شکل، لوسمی حاد و مزمن، لنفوم غیر هوچکین و بیماری هوچکین) استفاده می شود. با این حال، بسته به انتخاب تکنیک و نوع سلول های بنیادی، محدودیت های خاصی نیز خواهیم داشت.

جداسازی و استفاده از سلول های بنیادی جنینی بحث برانگیز است و استفاده از سلول های بنیادی بالغ برای درمان بیماری ها ترجیح داده می شود، زیرا پس از استخراج سلول های بنیادی جنینی نیاز است که جنین از بین برده شود. در این میان، جداسازی سلول های بنیادی خون بند ناف کمتر چالش برانگیز است، زیرا از خون جفت در بدو تولد و پس از قطع بند ناف به دست می‌آیند.

صرف نظر از نقش سلول های بنیادی در توسعه درمان های مناسب بیماری های جدی و بهبود شرایط زندگی، چالش ها و مسائل اخلاقی، مذهبی و سیاسی زیادی وجود دارد که به کارگیری سلول های بنیادی را در پژوهش و درمان تحت تأثیر قرار می دهد و کشورها را موظف به ایجاد دستورالعمل ها و مقررات اخلاقی نموده است. مسئله دیگر، در مورد ایمنی و اثربخشی درمان های در حال انجام و همچنین آگاهی و درک بیماران از فرآیندهای درمانی است. 

اولین منبع تولید سلول های بنیادی، تخمک های بارور اضافی و باقی مانده از لقاح آزمایشگاهی است. پس از استخراج سلول های بنیادی، تخم های بارور شده از بین برده می شوند. در اینجاست که دو مسئله اخلاقی مطرح می شود:

(الف) از بین بردن یا کُشتن تخم های بارور شده که به طور بالقوه می توانند در ادامه تبدیل به یک انسان شوند؛

(ب) از نظر اخلاقی، ایجاد و استفاده از تخم های بارور شده صرفاً برای یک هدف تحقیقاتی، غیرقابل قبول است.

اما با این حال، بر اساس علم پزشکی و بیولوژیکی، یک انسان پس از چهارده روز از بارور شدن شروع به شکل گیری می کند. در نتیجه تخمک بارور شده در چهارده روز اول هنوز به عنوان جنین زنده تلقی نمی شود. بنابراین، گرفتن سلول های بنیادی در این بازه زمانی به معنای کشتن نیست. با این حال، بر طبق قوانین و آیین نامه های تحقیقاتی، ایجاد جنین انسان تنها برای اهداف تحقیقاتی ممنوع است.

در بحث تحقیقات، سؤالاتی در رابطه با رضایت کامل شرکت کنندگان در کل فرآیند آزمایشی مطرح می شود. استفاده از سلول های بنیادی بالغ، از لحاظ قانونی بلامانع اما از لحاظ مسائل اخلاقی زیستی مواردی وجود دارد. به دلیل اینکه در جداسازی سلول بنیادی بالغ خطر جدی فرد را تهدید نمی کند، دانشمندان باید در تحقیقات، تمرکز خود را روی به کارگیری همین نوع از سلول های بنیادی بگذارند. همچنین توصیه می شود اهدا کنندگان سلول های بنیادی ناشناس باقی بمانند. 

مورد دیگر، شبیه سازی تولید مثلی (Reproductive cloning) است. هسته یک تخمک، حاوی تمام اطلاعاتی است که برای ایجاد یک موجود زنده لازم است. در فرآیندی به نام شبیه سازی تولید مثلی این امکان وجود دارد که از این اطلاعات برای ایجاد یک موجود زنده استفاده شود، اما بر طبق قوانین، شبیه سازی تولید مثلی صراحتاً ممنوع است. برای علم و به طور خاص، برای زیست شناسان و پزشکان، جنین مجموعه ای از سلول‌هاست که ماهیت انسانی ندارد و با شبیه سازی «درمانی» و «تولید مثلی» متفاوت است، زیرا هدف آن درمان بیماری هاست و بنابراین باید از نظر اخلاقی مورد قبول باشد. تخمک بارور شده در شرایط آزمایشگاهی، اگرچه می تواند تحت شرایط مناسب (نه، در همه موارد) تا مرحله بلاستوسیست رشد کند، اما جنین را تشکیل نمی دهد. برای تشکیل جنین، انتقال آن به رحم و رشد پس از لانه گزینی موفقیت آمیز ضروری است.

برای سلول های بنیادی جدا شده از خون بند ناف، دو مسئله اساسی وجود دارد:

(الف) رضایت اهداکننده برای استفاده از داده های پزشکی بدست آمده؛

(ب) مسائل مربوط به نگهداری و ذخیره در بانک سلول های بنیادی.

یکی دیگر از موضوعات مرتبط با سلول‌های بنیادی، عملکرد بانک هایی است که این سلول ها را برای استفاده در آینده آماده و نگهداری می کنند. افراد علاقه مند به ذخیره سلول های بنیادی، باید از وضعیت داده های پزشکی مربوط به تحقیقات سلول های بنیادی و قانون حفاظت از اطلاعات شخصی آگاه باشند.

هزاران بیمار در سراسر جهان از درمان با سلول بنیادی بهره مند شده اند. استفاده از سلول های بنیادی در تحقیقات اساسی در زمینه تکامل انسان، توسعه ایمن تر و تخصصی تر داروها، و درمان ترمیمی یا جایگزینی بافت ها و اندام های آسیب دیده بدن بسیار کمک کننده است. بنابر تمامی موارد ذکر شده و بسیاری شرایط دیگر که باید مد نظر قرار گیرند، همواره و به مرور زمان دستورالعمل هایی توسط انجمن بین المللی تحقیقات سلول های بنیادی (ISSCR) ایجاد شده است. بنابراین، بررسی اطلاعات، اهداف فرآیند و در نهایت رضایت اهداکنندگان سلول و بافت و همچنین حفظ حریم شخصی و نحوه استفاده از داده ها مهم است. 

نویسنده و مترجم : مونا درساره

منابع : hindawi