مزیت سلول های بنیادی خون بندناف نسبت به سلول های مغز استخوان

سلول های بنیادی به طور بالقوه می توانند به نجات جان فردی که نیاز به پیوند دارد کمک کند. در گذشته، جمع آوری و ذخیره سلول های بنیادی فقط از مغز استخوان و خون محیطی ممکن بود و پیوند مغز استخوان برای مدت طولانی به عنوان یک گزینه درمانی ترجیحی در نظر گرفته می شد. اما با پیشرفت فناوری پردازش و ذخیره سازی خون بند ناف در طول سی سال گذشته، سلول های بنیادی خون بندناف به عنوان یک رقیب قوی برای مغز استخوان ظاهر شده است.

اهدای خون بند ناف فرآیندی ساده است که برای مادر یا نوزاد بی خطر و بدون درد بوده و می توان برای درمان بیماری ها در آینده آن را ذخیره نمود. ذخیره خون بندناف در بانک های خصوصی (برای استفاده خود نوزاد و اعضای خانواده) و عمومی (برای سایر افراد) امکانپذیر است. توجه به این نکته ضروری است که تنها زمانی که می توان خون بند ناف را جمع آوری و ذخیره کرد، در هنگام زایمان و پس از تولد نوزاد است.


چرا ذخیره خون بندناف نوزاد اهمیت دارد؟

برای استفاده از سلول های بنیادی در درمان بیماری ها اساسی ترین شرط، تطابق ژنتیکی بیمار و شخص اهدا کننده سلول بنیادی است. در نتیجه نمونه های اهدا شده باید از لحاظ ژنتیکی با بیمار مورد بررسی قرار گیرند و تا حد امکان از بروز خطر رد پیوند جلوگیری شود. در پیوند مغز استخوان و استفاده از سلول های بنیادی خون محیطی، بیمار پس از تأیید پزشک برای پیوند سلول بنیادی، باید در انتظار بماند تا اهدا کننده ای پیدا شود که از نظر ژنتیکی تشابه لازم را با او داشته باشد.

در صورتی که نمونه خون بندناف ذخیره نشده باشد، یافتن اهداکننده مناسب برای پیوند مغز استخوان، معمولاً با بررسی خواهران و برادران بیمار شروع می‌شود که والدینی مشابه با بیمار دارند. اگر خواهر و برادری مناسب نباشد، می‌توانند به سراغ اقوام و بستگانی برود که احتمال کمتری برای همسانی با بیمار دارند. در صورتی که باز هم فرد مناسب پیدا نشود، گزینه بعدی برای مطابقت دادن شاخص های ژنتیکی با بیمار، بررسی افراد غریبه و نمونه های موجود در بانک های عمومی خواهد بود.

از لحاظ ژنتیکی، سلول های بنیادی فرزند شما که از خون بندناف او در هنگام تولد جمع آوری و ذخیره شده است، همیشه برای خودش مناسب است. چون از نظر ژنتیکی 100% دارای تشابه است. همچنین شانس اینکه شاخص های ژنتیکی بیمار با خواهر و برادرش مطابقت داشته باشد 25 تا 50% بوده و امکان تطابق بیمار یا سایر اعضای خانواده نیز وجود دارد. یافتن اهداکننده غیرمرتبط (غیرخویشاوند)، به ویژه برای اقلیت ها یا خانواده های چند نژادی، کمی سخت تر است.

 همچنین ذخیره خون بندناف در بانک خصوصی به شما این امکان را می دهد که در صورت نیاز به سلول های بنیادی برای پیوند، همواره سلول های بنیادی در دسترس شما و سایر افراد خانواده باشد و در نتیجه زمان انتظار برای یافتن اهدا کننده مناسب به حداقل برسد.


سلول های بنیادی خون بندناف نسبت به سلول های مغز استخوان چه مزیتی دارند؟

طبق گفته FDA و انجمن لوسمی و لنفوم، سلول های بنیادی خون بند ناف امروزه بهتر از مغز استخوان هستند؛ چرا که:

- برای اینکه سلول های بنیادی با موفقیت پیوند شوند، باید بیمار گیرنده سلول همخوانی داشته باشند. ممکن است در بانک های عمومی، سلول های بنیادی همسان با بیمار یافت شود، اما احتمال آن کم است و ممکن است انتقال خون شخص غیر خویشاوند به بیمار نیز عوارضی را برای او ایجاد نماید. مزیت اصلی پیوند خون بند ناف این است تحمل بیشتری برای عدم تطابق شاخص های ژنتیکی دارد و برخلاف پیوند سلول های بنیادی یک اهدا کننده بالغ، لازم نیست که شاخص های ژنتیکی دقیقاً با بیمار مطابقت داشته باشد؛

- جمع آوری مغز استخوان از طریق جراحی یک روش تهاجمی است که نیاز به بیهوشی عمومی داشته و خطرات و عوارض خود را داراست. اصلی ترین عارضه در جراحی مغز استخوان، عوارض ناشی از داروی بیهوشی است. اما استخراج خون از بند ناف هیچ گونه درد و خطری برای مادر یا نوزاد ندارد و همزمان با بریدن بند ناف، فرآیند جمع آوری به راحتی انجام می شود؛

- خون بند ناف پس از جمع آوری و قبل از انجماد آزمایش می شود و پس از تأیید کیفیت و تعیین شاخص های ژنتیکی، فریز سلول های بنیادی انجام شده و ذخیره می گردد. در نتیجه در هنگام نیاز برای درمان بیمار، آماده استفاده است. اما در صورت نیاز به پیوند مغز استخوان، برای اهدا ابتدا بیمار باید در انتظار بماند تا یک اهدا کننده پیدا شود و از لحاظ آزمایشگاهی و شاخص های ژنتیکی با بیمار مطابقت لازم را داشته باشد. سپس اهدا کننده، تحت جراحی برداشت مغز استخوان قرار بگیرد؛ 

- در پیوند سلول های بنیادی، میزان کمی از خون بندناف کافی است. اما در پیوند مغز استخوان به یک چهارم از محتوای مغز استخوان و خون نیاز است؛

- در پیوند خون بند ناف احتمال کمتری برای بروز بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) وجود دارد. پیوند علیه میزبان، یک عارضه شایع در پیوند سلول های بنیادی از اهدا کننده به بیمار است. در این حالت، مغز استخوان اهدایی یا سلول های بنیادی خون محیطی پس از پیوند، سلول های سالم فرد گیرنده را مورد حمله قرار داده و باعث مشکلات مربوطه می شود. تقریباً 10٪ از گیرندگان خون بند ناف و 60٪ از گیرندگان مغز استخوان، عوارض ناشی از بیماری پیوند علیه میزبان را تجربه می کنند. طبق گزارش موسسه ملی بهداشت (NIH)، به نسبت افراد با بیمار بستگی دارد :

دوقلوهای همسان: احتمال ابتلا به پیوند علیه میزبان بسیار کم است؛

اعضای خانواده همخون: 35٪ تا 45٪ احتمال پیوند علیه میزبان؛

افراد غریبه و غیرهمخون: 60٪ تا 80٪ احتمال پیوند علیه میزبان.


- بندناف نسبت به مغز استخوان و خون محیطی به عنوان منبع سلول های بنیادی خونساز برتری دارد. سلول های بنیادی خون بندناف در مقایسه با سلول های مغز استخوان و خون محیطی، می توانند با سرعت بالاتری سلول های سالم خونی بسازند؛

- خون بند ناف ایمنی و اثربخشی بیشتر و خطر عوارض کمتری دارد. سلول های بنیادی خون بند ناف از نظر کاهش خطر رد پیوند، آلودگی و عفونت نسبت به سلول های بنیادی مغز استخوان برتری دارند؛

- سلول های بنیادی خون بندناف برای جایگزینی سلول هایی که  در اثر شیمی درمانی یا پرتودرمانی، آسیب دیده یا مُرده اند، از مغز استخوان بهتر عمل می کنند.  

تا به امروز بیش از 80 بیماری و اختلال قابل درمان با سلول های بنیادی گزارش شده است و تحقیقات پیشرفته در زمینه قابلیت های این سلول ها ادامه دارد. دانشمندان معتقدند که با روش های مناسب انجماد و نگهداری سلول های بنیادی، می توان سلول‌های بنیادی خون بند ناف را برای چندین دهه یا شاید برای مدت نامحدود حفظ کرد تا در آینده در درمان بیماری ها از آن ها استفاده نمود.

نویسنده و مترجم : مونا درساره

منابع : Cordforlife cryo-cell