عقب ماندگی یا کم توانی ذهنی چیست؟

عقب ماندگی در اصطلاح به معنی شرایط داشتن ضریب هوشی زیر 70 تا 75 و تأخیر یا کمبود قابل توجه در حداقل دو زمینه از مهارت های سازگاری اجتماعی است. عقب ماندگی معمولا از دوران نوزادی وجود دارد اما به دلیل محدودیتی که در ارتباطات نوزادان با محیط اطراف وجود دارد، این مطلب اغلب توسط پزشکان شناخته نمی شود. این عارضه در 2 تا 3 درصد از جمعیت، به عنوان یک یافته بالینی مجزا یا به عنوان بخشی از یک سندرم یا اختلال گسترده‌تر وجود دارد اما در حداقل 30 تا 50 درصد موارد، پزشکان علیرغم ارزیابی کامل قادر به تعیین علت بروز آن نیستند.


انواع عقب ماندگی ذهنی

اختلال کم توانی ذهنی و یا عقب ماندگی ذهنی رایج ترین نوع عقب ماندگی است که می توان آن را به عنوان توانایی شناختی و ضریب هوشی زیر سطح متوسط تعریف کرد. شروع این اختلال در طول دوره تکوین جنینی بوده و پیشرفت آن گاهی تا سن 18 سالگی نیز ادامه می یابد. عقب ماندگی ذهنی شامل پنج دسته کلی مرزی، خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید است که براساس معیارهای زیر (معیارهای DSM-IV) طبقه بندی می شود:

1.    عقب ماندگی ذهنی خفیف (کم توانی ذهنی خفیف)

-    75 تا 90 درصد تمام موارد عقب ماندگی؛
-    عملکرد برابر نیم تا دو سوم میزان مورد انتظار (IQ: 50 تا 70)؛
-    کندی در همه زمینه ها؛
-    طبیعی بودن از لحاظ جسمی؛
-    توانایی در کسب مهارت های عملی؛
-    در یادگیری مهارت های خواندن و ریاضی تا سطوح 3 تا 6 مشکلی ندارند؛
-    می تواند از نظر اجتماعی تطبیق پذیری داشته باشند؛
-    می توانند از خود مراقبت کنند؛
-    قادر به زندگی در جامعه و در کنار سایر افراد هستند.


2.    عقب ماندگی متوسط (کم توانی ذهنی متوسط)

-    10 تا 25 درصد از تمام موارد عقب ماندگی؛
-    عملکرد در یک سوم تا نصف میزان مورد انتظار (IQ: 35 تا 49)؛
-    تأخیر قابل توجه به خصوص در گفتار؛
-    ممکن است علائم فیزیکی غیرعادی داشته باشند؛
-    می توانند ارتباطات ساده را بیاموزند؛
-    می تواند اصول اولیه بهداشت و ایمنی را بیاموزد؛
-    می توانند در فعالیت های ساده اجتماعی شرکت کرده و از خود مراقبت کنند؛
-    می توانند وظایفشان را تحت نظارت یک نفر ناظر به درستی انجام دهند.؛
-    می توانند به تنهایی به مکان های آشنا سفر کنند.


3.    عقب ماندگی شدید

-    10 تا 25 درصد از تمام موارد عقب ماندگی؛
-    عملکرد در یک سوم تا یک پنجم میزان مورد انتظار (IQ: 20 تا 34)؛
-    تأخیرهای مشخص و آشکار (مثلا ممکن است دیر راه بروند.)؛
-    مهارت‌های ارتباطی آن ها کم است یا اصلاً وجود ندارد، اما ممکن است درک درستی از گفتار داشته باشند و واکنش نشان دهند؛
-    ممکن است برنامه های روزمره و فعالیت های تکراری را بیاموزند؛
-    نیاز به نظارت دقیق دارند.


4.    عقب ماندگی بسیار شدید

-    10 تا 25 درصد از تمام موارد عقب ماندگی؛
-    عملکرد کمتر از یک پنجم میزان مورد انتظار (IQ: < 20)؛
-    تاخیرهای مشخص در همه زمینه های ذهنی و جسمی؛
-    ناهنجاری های مادرزادی دیگر نیز اغلب وجود دارد؛
-    اغلب به مراقبت، هدایت و نظارت همراه نیاز دارند؛
-    ممکن است به فعالیت بدنی منظم و محرک های اجتماعی پاسخ دهند؛
-    قادر به مراقبت از خود نیستند.
از آنجایی که تست استاندارد بررسی میزان کم توانی ذهنی در کودکان خردسال کارایی بسیار کمی دارد، تا زمان مشخص شدن پیامدهای آینده و سطح هوش کودک، از اصطلاح تأخیر در رشد برای توصیف وضعیت رشد کودکان زیر سه سال استفاده می شود.


علل ایجاد عقب ماندگی و کم توانی ذهنی

انواع متعددی از عوامل محیطی، ژنتیکی یا ترکیبی از آن ها می توانند باعث ایجاد عقب ماندگی ذهنی شوند. متأسفانه، تقریباً در 30 تا 50 درصد موارد، حتی پس از ارزیابی کامل نیز علت بروز اختلال شناسایی نمی‌شود. علل کم توانی ذهنی ممکن است که ژنتیکی یا محیطی (و توسط عوامل اکتسابی) و توسط عواملی مانند آسیب مغزی تروماتیک و بدخیمی سیستم عصبی مرکزی ایجاد شوند.
علل محیطی عقب ماندگی ذهنی قبل از تولد شامل عفونت های مادرزادی مانند سیتومگالوویروس، توکسوپلاسموز، تبخال، سیفلیس، سرخجه و ویروس نقص ایمنی انسانی است. تب طولانی مدت مادر در سه ماهه اول، قرار گرفتن در معرض داروهای ضد تشنج یا الکل و فنیل کتونوری مادر درمان نشده (PKU)، نارس بودن نوزاد (به ویژه در نوزادان با وزن بسیار کم)، یا قرار گرفتن در معرض سرب پس از تولد نیز می تواند باعث عقب ماندگی ذهنی شود.
در برخی از اختلالات متابولیک (مانند PKU، کم کاری تیروئید) شناسایی زودهنگام نوزاد مبتلا و آغاز فرآیند درمانی می تواند به پیشگیری و درمان کم توانی خفیف ایجاد شده کمک کند. در چنین مواردی معمولا جلوی لطمه به سطح آی کیو و هوش نوزاد گرفته می شود. سایر اختلالات (مانند موکوپلی ساکاریدوز، اسفنگولیپیدوز) کمتر به درمان زودهنگام پاسخ می دهند و حتی در صورت شناسایی فرد بیمار نیز نمی توان پیشگیری موثری برای نجات وی انجام داد.
در تعدادی از اختلالات تک ژنی، بروز عقب ماندگی امری قطعی و غیرقابل جلوگیری است. این اختلالات معمولا با ناهنجاری های فیزیکی غیر معمول یا بدشکلی های دیگر مرتبط هستند که از آن جمله می توان سندرم X شکننده، نوروفیبروماتوز، توبروس اسکلروزیس، سندرم نونان و سندرم کورنلیا د لانگ و بسیاری از موارد دیگری را نام برد.
تقریباً یک چهارم افراد دارای عقب ماندگی ذهنی دارای یک ناهنجاری کروموزومی هستند.کودکان مبتلا به سندرم داون (تریزومی 21) معمولاً دارای سطح آی کیو و ویژگی های فیزیکی بسیار قابل تشخیص و متمایز هستند، اما سایر ناهنجاری های کروموزومی، مانند سندرم کلاین فلتر (47، XXY)، ممکن است برای اعضای خانواده یا پزشک به سادگی قابل تشخیص نباشد. برخی کودکان نیز ممکن است یک ناهنجاری کروموزومی نادر خاص داشته باشند. برخی از ناهنجاری‌های کروموزومی از والدین به ارث می‌رسند، اما بیشتر آن‌ها به صورت جدید رخ می‌دهند.


تشخیص علل ایجاد کم توانی ذهنی

بنابراین، اولین و مهم ترین قدم در تشخیص عقب ماندگی ذهنی، به دست آوردن یک شرح حال جامع از بیمار و خانواده وی است. سابقه قبلی ناباروری یا سقط جنین می تواند ما را به سمت وجود یک ناهنجاری کروموزومی سوق دهد. ارزیابی وضعیت سلامت مادر در دوران بارداری باید شامل سوالاتی در مورد استفاده از تنباکو، الکل و مواد مخدر باشد. سبک زندگی یا وجود بیماری های مقاربتی، رژیم های افزایش یا کاهش وزن، علائم عفونت، بیماری یا آسیب جدی و جراحی یا بستری شدن در بیمارستان نیز از جمله مواردی است که در ارزیابی مادر دارای فرزند آی کیوی غیرطبیعی و ضریب هوشی کاهش یافته باید در نظر گرفته شود.
برای ارزیابی سوابق کودک، پزشک باید اطلاعاتی در مورد طول مدت بارداری، شروع زودرس زایمان یا پارگی کیسه آب، مدت و دوره زایمان، نوع زایمان و هرگونه عارضه به دست آورد. اندازه‌گیری‌های وزن، قد و دور سر هنگام تولد باید بر روی نمودارهای رشد مناسب ترسیم و بررسی شود. از والدین باید در مورد هر گونه بیماری، مشکلات تغذیه یا خواب در دوره نوزادی و مشکلات مکیدن یا بلعیدن و همچنین وضعیت عمومی کودک سؤال شود. معاینات کودک باید با توجه ویژه به مشکلات رشد، سابقه تشنج، بی حالی و استفراغ انجام شود. در هر ویزیت باید سؤالات خاصی در مورد شرایط رشد فعلی کودک پرسیده شود.
تأخیر در رشد گفتار در کودکان دارای مشکل در هوش رایج است. مشکلات مربوط به شنوایی و بینایی را باید مورد بررسی قرار داد. سابقه خانوادگی از دست دادن جنین، عقب ماندگی ذهنی، مشکلات شدید یادگیری، ناهنجاری‌های مادرزادی و مرگ‌های غیرقابل توضیح در دوران کودکی و همچنین سایر بیماری‌های جدی در اعضای درجه یک و دو خانواده، باید مشخص شود.
کودک باید از نظر بدشکلی فیزیکی یا جزییات در ظاهر بی اهمیت، مانند شکل ابروهای غیرعادی، چشم‌هایی که فاصله زیادی با هم دارند، گوش‌های پایین قرار گرفته یا الگوی چین‌های کف دست مورد بررسی قرار گیرد. وجود سه یا بیشتر از این مشکلات و ناهنجاری‌های جزئی در نوزادان، با احتمال 90 درصد با یک مشکل ژنتیکی همراه است و در 15 درصد باقیمانده نشان‌دهنده ارتباط نزدیک با مورفوژنز در رحم است. بنابراین، ناهنجاری های جزئی ممکن است سرنخ هایی برای مشکلات رشدی با منشاء احتمالی قبل از تولد ارائه دهند. معاینه قفسه سینه، قلب، ستون فقرات، شکم، اندام تناسلی، اندام‌ها، ماهیچه‌ها و رفلکس‌های عصبی می‌تواند ناهنجاری‌هایی را که ممکن است با عقب ماندگی همراه است را نشان دهد.
علت ایجاد کم توانی ذهنی هرچه که باشد، در همه موارد، آموزش های ویژه که در اوایل دوران نوزادی شروع شود می تواند به افراد کم توان ذهنی کمک کند تا توانایی های خود را ارتقا داده و بهبود بخشند. این وظیفه پزشک کودک است که خانواده وی را تشویق کند تا با پیگیری منظم، روند بهبود عملکرد کودک را ادامه دهند تا انتقال آرام وی به دوران نوجوانی و جوانی را تسهیل کنند و عملکرد وی در اجتماع را ارتقا بخشند.

نویسنده و مترجم : فرزانه رامی

منابع : aafp